تبليغاتX
... بخوان به نام پروردگارت
 
 
 
 
 
 
 

:: فهرست ::

صفحه اصلی
دل نوشته ها
داستان
مقاله
گزارش
مصاحبه
بایگانی ماهانه
تمام نوشته ها
ايميل

 

:: از گذشته ها ::

رمز نهاوند
شبی با یک شاعر
این خیمه باید همان خیمه شود
سامسونتت را دفن کن
چند قدم زیر آسمان
لطفا توی صف نایستید!
پوستِ باشعور و لمس مفاهیم متعالی
صبر، هجرت، اخلاص
برنامه‌ای برای آوردن امام زمان (عج)
من و امامم، سجاد (ع)
کیست که حق را یاری کند؟
آمده‌ام و می‌‌خواهم و منتظرم
عشق، آدامس، سیاست
درد دل حضرت علی(ع)
مولانا پائولو كوئيل‌‌الدين...

 

:: آخرین مطالب وبلاگ ::

توبه
مغازله‌ی تسلیم در مهمانی ماه رمضان
دیدار دوست
امید
مقایسه
منتظر
قلب‌خند
سخن بگو!
به مناسبت این روزها!
ذکر جمعه
پزشک اگر حکيم نباشد ...
301 نفر
بهترین شعری که خوانده ام!
صبر کوتاه
راز نفس امام و ناز نفس شاعر!

 

:: لینکستان ::

قرائت قرآن
جستجوی قرآن
خبرگزاری قرآنی ایران
کتاب نیوز
باشگاه اندیشه
---------------------------
گروه جهادی دانشگاه یزد
مسعود تهرانی
مرتضي و ما
مهر آب
راز نهفته
دل شدگان
منتظران مهدی (عج) دانشگاه یزد
آقا محمدرضا
---------------------------
نگاهی نو
رهسپار کوی دوست
آمین
سه رخ

 

اشتراک آر اس اس وبلاگ

RSS چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

 

پشتیبانی:

Blogfa.com
WebGozar.com

 

 
     

ما به طور حتم و بدون استثنا، همگی شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاستن از اموال و جان‌ها و ثمرات می‌آزماییم؛ و بشارت ده شکیبایان را. آنان که چون مصیبتی به ایشان رسید گویند: «همانا ما از خداییم، و به سوی او باز می‌گردیم» آنان مشمول صلواتی از پروردگارشان هستند و ایشانند راه‌یافتگان.                   ذکر، سوره بقره، آیات 155 تا 157

   
 
 
عشق، آدامس، سیاست

 

عین، شین، قاف، کلمه ای که گوش ما را پر کرده است. آری، عشق سکه پر خریدار روزگار ماست. خیلی ها با دیدن این کلمه و شنیدن آن نظرشان جلب می شود. و خیلی های دیگر هم برای آن که نظرها را جلب کنند از آن استفاده می کنند.


امروزه حتی مثلا، شرکت های آدامس سازی هم برای اینکه فروش بیشتری داشته باشند، روی محصول خود می نویسند: «آدامس های ما را با عشق بجوید.» و این روند را در فیلم های سینمایی، برنامه های صداوسیما، مجلات و روزنامه ها، تبلیغات انتخاباتی، و خلاصه در حرف ها و نقل های بسیاری از افراد می‌بینیم. تا جایی که حتی سیاستمدار انگلیسی هم می‌گوید:«ایران را باید با بمب عشق منفجر کرد.» و بعد شرح می‌دهد که چطور باید به دنبال رواج دادن این بمب در بین جوانان باشند.


این عشق چیست که در جامعه امروز ما این‌قدر خریدار دارد؟
این چه عشقی است این‌چنین بی‌پشتوانه و بی اصالت که در کلام هر کسی ظاهر می‌شود و این‌قدر راحت بازیچه دستِ سیاست‌مدار مکار و سرمایه‌دار سودجو می‌شود؟
این چه عشقی است که نیاز می‌دهد و مستغنی نمی‌کند، نابودی می‌دهد و زنده نمی‌کند، غم می‌دهد، اما غم را برای غم می‌خواهد نه برای به شادی رسیدن؟
این عشق فارغ بودنش ما را به مرد خر گم‌کرده خواهد سپرد یا مبتلابودنش؟


اینجاست که می‌فهمیم عشق با عشق متفاوت است. عشقی که عامل افزایش فروش آدامس و استراتژی نابودگر سیاست‌مدار انگلیسی و بلندگوی نظر جلب کن این و آن می‌شود حتما با عشق متفاوت است.
این را می‌دانیم و می‌پذیریم. اما جایی که موقع عمل است، در این شلوغ‌بازارِ پرهیاهویی که برای ما ساخته‌اند و خودمان هم به آن پروبال داده‌ایم، منطق‌ها و معرفت‌ها گم می‌شوند و باز هم عشق با عشق یکسان می‌شود.

چه باید کرد؟


 
نوشته شده در : پنجشنبه 15 تیر1385 توسط : م - مسیح
 
[لینک ثابت] | [دل نوشته ها]