|
من و امامم، سجاد (ع)
یک روز معلم آمد سر کلاس و گفت دفترها را دربیاورید که امروز میخواهم مطالب مهمی را برایتان بگویم و شما بنویسید، از این قرار: «مفاتیحالجنان کتاب بسیار ارزشمندی است مشتمل بر ادعیه و ... که آقای حاج شیخ عباس قمی آن را در سال فلان گردآوری نمود و الی آخر»
آن روز گذشت و من آن روز نفهمیدم که مفاتیحالجنان یعنی کلیدهای بهشت. تا اینکه چند سال بعد یکروز، کتابی به دستم رسید ارزشمند، که مشتمل بود بر 15 نامه مُحبّانه به خدا. هرکدام از این نامهها اسمی داشت. و به قول استاد هر کدام از این نامهها صاحب اثری است.
بعض نامهها را خواندم و مستفیض بودم از آثارشان تا اینکه فهمیدم اصل این نامهها در جای دیگری است و آنچه در این کتاب آمدهاست، برداشتهای نویسنده از آن اصل است. در جستجوی سرچشمه این آب دریافتم که اصل این مطالب، 15 دعاست که در مفاتیح آمدهاست. 15 دعا که از امامم سجاد (ع) است.
دعاهای پانزدهگانه، کلیدهایی بودند که دری را به سوی وجود نورانی این امام عزیز بر من گشودند. ودری را به سوی بهشت.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی: 1- نام آن کتاب، دست دعا چشم امید، و نوشته آقای شجاعی است. 2- من، من نوعی است. امام سجاد امام همه ماست، اگر رهرو باشیم.
|