|
برنامهای برای آوردن امام زمان (عج)
رفتیم سر کلاس، حدود 40 نفری جمع شدهبودند. نسبت به استقبالی که بچههای روستای همسایه کردهبودند، قابل توجهتر بود. چند سال پیشتر، یکی از معلمانم خاطرم هست که میگفت سختترین سخنرانی موقعی است که مخاطبان تو یکدست نباشد. و حالا این حرف او را بهتر از قبل میفهمیدم.
حدود 40 نفر، دختر و پسر، که کوچکترین آنها به گمانم هنوز مدرسه نمیرفت و بزرگترینشان آخرای دبیرستان بود. و تازه این اختلاف سنی آنها، در برابر اینکه من از یک شهر و یک جای دیگر آمدهام و با فرهنگ آنها و مهمتر از آن حتی با لهجه و گویش آنها درست آشنا نیستم؛ خیلی مشکل بزرگی نبود.
شرایط سختی بود و من در حالی قرار بود برای این جمع ناآشنا صحبت کنم، که موضوع صحبت را تنها یک ربع قبل انتخاب کردهبودم. موضوع صحبت امام زمان (عج) بود. در اردوی جهادی دیگر به برنامهریزیهای اینچنینی عادت کردهبودیم.
به هر حال شروع کردم و حدود یک ربع، بیست دقیقهای طول کشید. به غیر از سلام و معرفی و حرفهای حاشیهای عمده صحبتی که شد را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «امام زمان آمدنی است یا آوردنی؟!» آخر سر هم از آنها خواستم که برنامه آوردن امام زمان! را در قالب یک انشای دو قسمتی بنویسند: یک قسمت، کارهای خوبی را که بلدند و باید انجام بدهند. و یک قسمت،کارهایی را که میدانند بد است. و نباید انجام بدهند.
انشایی که شاید لازم باشد منِ خرماخورده هم آنرا برای خودم بنویسم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی:
1- آنچه در بالا آمد خاطرهای است از اردوی جهادی، که ابتدای تابستان امسال در منطقه سادات محمودی استان کهگیلویه و بویراحمد برگزار شد.
2- جمله امام زمان آمدنی است یا آوردنی را اول بار در اینجا خواندم.
|