|
بت سامری
درب گشوده شد و قُطام دستانش را به نشانه دعوتی گشود. ابن ملجم هم استغفار! فرستاد و داخل شد، تا سحرگاهی بعد، عشق و هوس، آخرین حلقه از جهالت و سرگردانی او را کامل کند و ضربتِ شمشیرِ زهرآلود خود را بر سر بهترین خلق خدا فرود آورد. شمشیر ابن ملجم البته به اندازه کافی تیز شده بود با سنگ تحجر و جهالت خوارجیان؛ اما در این آخرین قدم، وسوسه عشق صیقل آخر را کشید. تا چشم های ابن ملجم خمار رقص شیرین شیطان شود.
راست می گفت آن بازیگر سینما زمانی که می گفت: «عشق که از یک در وارد می شود، عقل از در دیگر خارج خواهد شد». اما چه درد بزرگی است که آقای بازیگر این حرف را نه در مذمت عشق های جاهلانه که در توجیه آن به کار می برد.
ای علی! بعد از 1400 سال که از ریختن خون تو می گذرد، بنگر این زمانه تزویر را که چگونه راست و دروغ را به هم می تنند و از آن بُتی می سازند که بیان های بسیاری در تقدیس و تجلیل آن دُر فشان است.
ای زبان! خاموش باش. ورنه تو را نیز در پای این بت سامری به مسلخ توهین و اتهام خواهند فرستاد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
مطلب مرتبط: عشق، آدامس، سیاست
|