|
حال شما چطوره؟! یا کودکانی با محاسن سفید!
یک موضوع مهم در زندگی کودکان، زندگی کردن در زمان حال است. اگر تا کنون بعد از حوادثی مانند جنگ یا زلزله به مناطق حادثه دیده مراجعه کرده باشیم چه بسا دیده ایم که کودکان بعد از ساعتی بر روی خرابه ها شروع به بازی می کنند. آنها در حقیقت نماد ادامه زندگی هستند.
ممکن است آنها را ببینیم که از ابزارهای نابود شده بازیچه ها ساخته اند. در حالی که بزرگسالان مراسم مصیبت خود را همچنان ادامه می دهند. زندگی آدمی عجیب و پیچیده و در بسیاری از اوقات دردناک است. در چنین لحظه هایی کودکان زندگی را پاس میدارند در حالی که ما مدام بر انکار زندگی پافشاری میکنیم.
قرن ها قبل وقتی ابن سینا را به زندان بردند شروع به نوشتن کتاب نمود. او بارها رسائل خود را در راه و بر روی مرکب می نوشت. زیرا در حال، زندگی می کرد. وقتی از دانشجویان می پرسیم در قطار هنگام آمدن به دانشگاه از شهرستانهای دور و نزدیک چه می کنید می گویند: هیچ! آنها ساعتها در راه وقت خود را تلف می کنند زیرا در آینده زندگی می کنند. در حالی که می توانستند با پرورش خود "حال" را شکوفا کنند. به جای آنکه در گذشته و یا آینده باشند.
می گویند ناپلئون هر وقت در جنگ احساس خستگی می کرد همان وقت ساعتی می خوابید. مشخص است که اگر او دغدغه گذشته یا بیم آینده را بیش از اندازه داشت نمی توانست همان لحظه بخوابد.۱
به نظر می رسد که با گذر از دوران کودکی به بزرگسالی در کنار بلوغ فکری و عقلانی، میزان و سطح تحمّل ما نیز افزایش می یابد.
اگر در عین رشد بلوغ و افزایش صبر و تحمّل در مقابل ناملایمات، زندگی کردن در زمان حال را بیاموزیم، مثلا در پیشامدها و حوادث دشوار، نه غم و اندوه بیش از اندازه حال و آینده ما را از سیر طبیعی زندگی خارج کند؛ (به دلیل افزایش سطح تحمّل) و نه آنکه به بازی و سرگرمی مشغول شویم (به دلیل رشد عقلانی). بلکه به سودمندترین کار و عمل در آن لحظات حساس و مهم بپردازیم ( زندگی در زمان حال)؛ آنگاه انتظار توفیق انتظاری منطقی و مقدّس خواهد بود.
و من الله توفیق.
۱-بخشی از مقاله "کودکی زیادی" اثر دکتر خسرو باقری منتشره توسط گروه فرهنگ و اندیشه روزنامه ایران همراه با تلخیص.
|