تبليغاتX
... بخوان به نام پروردگارت
 
 
 
 
 
 
 

:: فهرست ::

صفحه اصلی
دل نوشته ها
داستان
مقاله
گزارش
مصاحبه
بایگانی ماهانه
تمام نوشته ها
ايميل

 

:: از گذشته ها ::

رمز نهاوند
شبی با یک شاعر
این خیمه باید همان خیمه شود
سامسونتت را دفن کن
چند قدم زیر آسمان
لطفا توی صف نایستید!
پوستِ باشعور و لمس مفاهیم متعالی
صبر، هجرت، اخلاص
برنامه‌ای برای آوردن امام زمان (عج)
من و امامم، سجاد (ع)
کیست که حق را یاری کند؟
آمده‌ام و می‌‌خواهم و منتظرم
عشق، آدامس، سیاست
درد دل حضرت علی(ع)
مولانا پائولو كوئيل‌‌الدين...

 

:: آخرین مطالب وبلاگ ::

توبه
مغازله‌ی تسلیم در مهمانی ماه رمضان
دیدار دوست
امید
مقایسه
منتظر
قلب‌خند
سخن بگو!
به مناسبت این روزها!
ذکر جمعه
پزشک اگر حکيم نباشد ...
301 نفر
بهترین شعری که خوانده ام!
صبر کوتاه
راز نفس امام و ناز نفس شاعر!

 

:: لینکستان ::

قرائت قرآن
جستجوی قرآن
خبرگزاری قرآنی ایران
کتاب نیوز
باشگاه اندیشه
---------------------------
گروه جهادی دانشگاه یزد
مسعود تهرانی
مرتضي و ما
مهر آب
راز نهفته
دل شدگان
منتظران مهدی (عج) دانشگاه یزد
آقا محمدرضا
---------------------------
نگاهی نو
رهسپار کوی دوست
آمین
سه رخ

 

اشتراک آر اس اس وبلاگ

RSS چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

 

پشتیبانی:

Blogfa.com
WebGozar.com

 

 
     

ما به طور حتم و بدون استثنا، همگی شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاستن از اموال و جان‌ها و ثمرات می‌آزماییم؛ و بشارت ده شکیبایان را. آنان که چون مصیبتی به ایشان رسید گویند: «همانا ما از خداییم، و به سوی او باز می‌گردیم» آنان مشمول صلواتی از پروردگارشان هستند و ایشانند راه‌یافتگان.                   ذکر، سوره بقره، آیات 155 تا 157

   
 
 
پزشک اگر حکيم نباشد ...

می گویند بهشت و جهنم ابواب متعدد دارند.

و مطب پزشکان یکی از آن جاهایی است که شايد یکی از درهای بهشت، و یکی از درهای جهنم، اختصاصا و توامان در آن جا مفتوح باشد. چرا که فاصله ی پزشک تا بهشت و جهنم به کوتاهی آن یک قدمی است که در هر لحظه ی مواجهه با مراجعینش به سمت یکی از این دو باب بر می دارد.

پزشک بودن از یک منظر خدمت به خلق است. بنده خلق اللهی که از اضطرار و رنج بیماری «ﺃمَن یُجیب» خوانده است، به نزد پزشک می آید تا جواب خود را در حضور او جستجو کند. و انوار استجابت و عنایت خداوند کریم از میان فکر و جان پزشک می گذرد تا بر نسخه شفای بندگان بنشیند.

اما واسطه فیض الهی شدن و وسیله خیر شدن يک قابلیتی می خواهد که تحصیلات آکادمیک، واحد پاس کردن و تجربه کاری اندوختن، الزاما منجر به چنين قابليتي نخواهد شد.

به همین خاطر است که گاهی رابطه پزشک و مراجعش از موضع آن رابطه الهی خارج می شود. و آنگاه از دید پزشک، هر فرد مراجع، به مثابه حق ویزیتی است که بايد سریع تر به صندوق منشی ریخته شود و سپس شر خود را کم کند.

بیماران با چهره ای زرد و رنجور، ساعت ها در صف مطب ها می نشینند تا آن ظالم دنیاپرست مُهر نظام پزشکی خود را بر پیشانی بردگی آن ها بکوبد. و از آه هر بیمار خشتي بر روي خشت بگذارد.

در یک چنین رابطه غیر انسانی و خوارکننده ای حتی اگر شفایی هم رخ دهد، همانند آن بخششی است که با منت و آزار همراه شده.

شاعري مي گفت: «شاعر اگر حکيم نباشد مزلف است». اين شعر با همين وزن و ترکيب خيلي جاهاي ديگر هم چسبيدني است.

پزشک تا زمانی که به اذن خدا مراتبی از معرفت الهی را طی نکند و حکیم نشود، واسطه فیوضات حق تعالی نخواهد شد.

حکیمی که بندگان نیازمند خداوند را عزیز می دارد، قلم نسخه نویس خود را در جوهر اراده ی الهی تر می کند و هر نفسش از نسیم رضایت پروردگار لبریز است.

اما پزشکی که حکمت و معرفت نیاموخته و با مراجعانش رفتار سخیف دارد، از دست هر بیمار شاخه ای برای هیزم آتش خود می ستاند. و چه زود باشد ...


 
نوشته شده در : دوشنبه 5 اسفند1387 توسط : م - مسیح
 
[لینک ثابت] | [دل نوشته ها]