|
ذکر جمعه
پسربچه، مدت ها پدرش را ندیده بود. وقتی آدم پدرش را نبیند یتیم است انگار. یک روز مادر، فرزندش را در جمع هم سالانش دید که چه مظلوم است. 6، 7 سال بیش تر نداشت. بچه های دیگر براق می شدند به سمتش. ظلم می کردند. آزارش می دادند. مادر، خیلی غصه دار شد، از بی پدری فرزندش. صورتگری آورد و وصف پدر گفت تا عکس او را بکشد: جوانی رشید، شمشیر، نشان، ... فردا که بچه می خواست از خانه بیرون برود مادر گفت: «می خواهی پدرت را ببینی؟» گفت:«بله». مادر نقش ِ در حجاب را در برابرش نشاند و پرده را کم کم کنار می زد. بچه چشم دوخته بود در تصویر. همان طور که نگاه می کرد دید بازوی ستبری دارد. یک تکان به بازویش داد. پرده کنارتر رفت. نگاهی به ابرو و صورت پدرش کرد، چهره اش باز شد. تصویر عیان شد. بر ِ پهلوانی او را که دید، سینه خود را جلو داد. بعد از آن فرزند، عزم و قوت دیگری یافته بود.(۱)
***
کسی که یاد ولی خدا و عزیز خدا می کند، قوی می شود. شما هم غصه دار نباشید. چون صاحب دارید. خدا و پیامبر (ص) و ائمه (ع) صاحب شما هستند. در پیشامدها و اضطراب ها شکست نخورید. صاحب ما همه ما را یاد می کند. ما را رها نمی کند. انسان که یاد امام زمان (عج) کند، یک چنین اثری دارد.(۲)
***
ای سید ما، مولای ما، صاحب ما تویی، دعا کن برای ما.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1 و ۲- برداشتی از بیان حاج محمد اسماعیل دولابی، به نقل از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، با تصرف و تلخیص
|