|
امید
امید از حق نباید بریدن که «انه لا ییٱس من روح الله». امید سرّ راه ایمنی است. اگر در راه نمی روی، البته، سرّ راه را نگهدار.
مگو که کژیها کردم. تو راستی پیش گیر، هیچ کژی نماند.
راستی همچون عصای موسی است؛ آن کژیها همچون سحرهاست. چون راستی بیاید، همه را بخورد. اگر بدی کردهای، با خود کردهای ؛ جفای تو به وی کجا رسد؟! چون راست شوی، آن همه نماند؛ امید را، زنهار، مَبُر.(1)
۱- برگرفته از کتاب فیه ما فیه با ویرایش مختصر.
|