|
دیدار دوست
دوستان را در دل رنجها باشد، که آن به هیچ دارویی خوش نشود. نه به خفتن. نه به گشتن. و نه به خوردن. الاّ به دیدار دوست، که "لقاء الخلیل شفاء العلیل".
تا حدی که اگر منافقی میان مؤمنان بنشیند، از تاثیر ایشان، آن لحظه مؤمن میشود... فکیف (پس چگونه است) که مؤمن با مؤمن بنشیند؛ چون در منافق این عمل میکند، بنگر که در مؤمن چه منفعتها کند.
بنگر که آن پشم، از مجاورت عاقلی چنین بساطِ منقّش شد، و این خاک، به مجاورت عاقل چنین سَرایی خوب شد. صحبت عاقل در جمادات چنین اثر کرد، بنگر که صحبت مؤمنی در مؤمن چه اثر کند.۱
پینوشت:
۱- توضیح پاراگراف آخر: پشم بی جان از تاثیر فکر و دل انسان فهیم، به بافتهای پر نقش و زیبا مبدل میشود. و نیز خاک ناچیز به خانهای دلافروز، پس چون این تاثیر در موجودات بیجان اینچنین است ببین که این همدلی و حضور با جان و دل مؤمنان چهها میکند. و دوست دانشمند ما میگفت: "حضور نزد اهل دلی را به خواندن تمام کتابهای دنیا مفروش"!
منتخب کتاب فیه ما فیه با ویرایش مختصر.
|